عشق به پاکی شبنم |
|||
سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:38 :: نويسنده : باران
و تـــو هنــــوز با تمـــام نبودنت , تمــــام بــــودن منـــــي . . .
می خواستم آنچه باشم که خدا می خواست.اما تقدیر من چیز دیگری بود.همیشه حرف هایم بوی گلایه می دهد و نگاهم شور اشک هایم را می زند؛و من دلواپس خاطرات جا مانده ام!شاید می خواستم اما نشد و تلخی پاییز داغ مهر را در اولین روز دلگیرش به پیشانی زاد روز من نهادنوشته هایم طعم شعر می دهد و سینه ام سنگین از غم نسلی که سوخت.دلم گریان از عشق تو شد ولی روز گار خوب با من تا نکرد .باشد روز ی که باید جواب پس بدیم .
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |